لطفا متنظر باشید 
لطفا متنظر باشید 
| |
|
بصام از دکتر صباحي مي گويد: گنجينه هاي ايراني
|
|
تاریخ درج خبر :
دوشنبه, 25 مرداد 1389 منبع خبر:
روابط عمومی اتحادیه قالی تبربز
89/5/24 - روزنامه شرق اولين باري که با آقاي دکتر صباحي ملاقات کردم در نمايشگاه فرش تهران در سال 1378 بود.
در آن سال براي اولين بار بود که مرکز تحقيقات فرش دستباف جهاد سازندگي غرفه اي در نمايشگاه گرفته بود و به معرفي و عرضه کارهايش پرداخته بود. قبلا خيلي شنيده بودم که فردي به اسم دکتر صباحي، که اصلا پزشک است، در ايتاليا است و علاوه بر کار تجارت فرش به کار تحقيق و علم فرش مي-پردازد. بسيار علاقمند بودم که وي را ببينم. وقتي که فرصت ملاقات دست داد از فرط اشتياق با او معانقه کردم. شايد براي او تعجب آور بود که کسي که او را قبلا نديده اين چنين گرم با او برخورد مي کند.
در آن نمايشگاه از وي درخواست کردم که به غرفه مرکز تحقيقات فرش آمده و قدري راجع به فرش و خودش برايمان تعريف کند. خوشبختانه اين تقاضا مورد اجابت قرار گرفت و مباحث جالبي از فرش ايران و جهان براي ما مطرح نمود. کليدي ترين کاري که ايشان به دنبال آن بود يافتن مرکز و يا يار و ياوري براي انتشار و ترجمه و توزيع نشريه گره در ايران بود. نشريه گره در کنار نشريه هالي از معتبرترين مجلاتي بود که به نشر مرتب دانش فرش مشغول بودند. هرچند که اکنون مجله هالي از اختصاص فرش خارج شده و مطالب ديگري نيز چاپ مي کند ولي مجله گره هنوز فقط به طور اختصاصي در زمينه فرش فعاليت مي کند. خاطرم هست که يکي از دوستان در آن زمان بلافاصله براي اين مهم اعلام آمادگي کرد و دکتر را با خود برد تا بقيه مباحث را جدي تر دنبال کنند، ولي هيچوقت اين اتفاق آنگونه که دکتر مدنظرش بود نيفتاد. انشاءالله روزي بشود.
از آن سال تا امروز که بنده در صورت هاي مختلف در زمينه فرش دستباف فعاليت مي کنم به طور مرتب با وي در تماس هستم. شايد بهتر بگويم ايشان مرا مورد لطف قرار مي دهند. در آخرين ملاقات مفصلي که با ايشان داشتم ماموريتي بود که به عنوان مديرعامل شرکت سهامي فرش ايران به ايتاليا رفته بودم و با تماسي که از شهر ميلان با او گرفتم از من دعوت کرد که به تورينو بروم و از نزديک مذاکراتي در خصوص اهداي مجلات گره به مراکز دانشگاهي و علمي ايران از طريق شرکت فرش داشته باشيم.
به اتفاق يکي از همکاران، نمايشگاه ميلان را به قصد شهر تورينو ترک کرديم. در ايستگاه قطار، دکتر شخصا به دنبال ما آمده بود و به گرمي از ما استقبال کرد. پذيرايي گرم ايشان و اقامت شبانه در منزلش و ملاقات با آتش، نوه دکتر، و بدرقه صميمانه او همگي مزيد بر لذتي بود که از بازديد موزه، دفتر مجله و محل کار او برديم.
فروشگاه فرش دکتر صباحي در تورينو بيش از آن که يک فروشگاه باشد، يک گالري و يک موزه است. بخشي به فرش هاي معاصر و مدرن اختصاص دارد، با اين تفاوت که فرش هاي مدرن اين فروشگاه همان فرش هاي اصيل ايراني است که از ذهن ها پاک شده اند. بخش ديگري از آن که در ساختمان مجاور قرار دارد دفتر اصلي است. در اين ساختمان که چند طبقه است انگار که مي خواهي چند روز بماني و فقط از آنجا لذت ببري. دکتر ما را به همراه خود ابتدا به زيرزمين برد و مجموعه اي از فرش هاي بلوچ و کردي را به ما نشان داد. در کنار فرش هاي ايراني، فرش هاي قديمي ساير نقاط دنيا را مي توانستيم ببينيم و از اين همه زيبايي هنر دست مردم دنيا سرشار از احساس شويم و بخصوص اينکه در مقايسه مي ديديم که ايرانيان يک سر و گردن بالاتر هستند بر خود مي باليديم که ايراني هستيم.
در يکي از طبقات اين ساختمان دفتر مجله گره قرار دارد که تيم تحريريه در آن مشغول کار بودند. به نظر گروه صميمي مي آمدند که در کنار يکديگر به سرعت و شدت مشغول فعاليت بودند تا آخرين شماره گره را قبل از آغاز نمايشگاه دموتکس آماده کنند. ديدن اين خودجوشي و علاقه به کار مرا به کاويدن رمز کار واداشت و فکر مي کنم رمز آن چيزي جز شخصيت دکتر نيست.
يک طبقه ساختمان به موزه اختصاص دارد. در اين موزه انواع فرش هاي عتيق و ارزشمند که حاصل جستجوي طولاني ايشان در کشورهاي مختلف مي باشد به نمايش گذاشته شده است. فرش هاي ايراني، قفقاز، ترکمن، ترک، افغان و ... همگي در کنار يکديگر يک سالن نسبتا بزرگ را تزيين مي کنند. هرکدام از آنها با داشتن مشخصات و شناسنامه به صورت کامل و زيبايي مي توانند معرف هنر فرشبافي يک ملت باشند. از دکتر پرسيدم که چقدر هزينه اين کار شده و چه نقشي در فروشگاه تو دارد و در حقيقت چه استفاده اي از آن مي بري؟ در پاسخ گفت که مردم ممکن است استفاده هاي خوبي ببرند و چيزهاي زيادي از آن ياد بگيرند ولي استفاده من فقط عشقي است که به آن دارم.
اوج بازديد ما به اتاق کوچکي در کنج اين ساختمان بر مي گشت. در اين اتاق، صندوق هايي قرار داشت. تقريبا به اندازه نصف روز در اين اتاق کوچک سپري شد. دکتر شخصا درب صندوق ها را يک به يک باز مي کرد و فرش ها و فرش پاره هايي که در آن بود را در مي آورد و يکي يکي توضيح مي داد. اين صندوق ها حاوي گنجينه هايي بود که دکتر آنها را به زحمت و در طول ساليان جمع آوري کرده بود و مي-خواست راجع به آنها کتاب بنويسد. چون هنوز کتابش را ننوشته نمي توانم بگويم که اين فرش ها چه بودند. فقط همين قدر بگويم که مجموعه هاي تخصصي بودند که اطلاعات مکتوب در مورد آنها وجود ندارد. اين افتخاري براي من بود که قبل از اينکه کتاب نوشته شود، در جريان توليد اين قسمت از علم قرار مي گرفتم. دکتر صباحي با علاقه و اشتياق اين فرش ها را نشان مي داد و به تک تک سوالات ما پاسخ مي داد. در اين اتاق تا آنجا که ذهنم ياري مي کند سه مجموعه تخصصي فرش جمع شده بود و بايد منتظر چاپ حداقل سه کتاب از ايشان باشيم.
همکار من که از طراحان خبره شرکت فرش است، پس از اتمام بازديد محل کار آقاي دکتر صباحي اقرار کرد که تا به حال اين چيزها را نه شنيده بود و نه خوانده بود و نه ديده بود و به نظر وي بايد اين مطالب را به هر قيمتي که شده به داخل ايران منتقل کرد و در دانشگاهها تدريس کرد تا عمق دانش دانشگاهي هاي ما افزوده شود. بنده هم به طور قاطع با اين نظر موافقم و فکر مي کنم که دانش دکتر صباحي در بيش از بيست کتابي که تا به حال منتشر کرده و نزديک به پنجاه مجله گره که تا به حال بيرون آمده است خلاصه نمي شود. بارها ايشان به ايران آمده و تقاضاي کمک براي نشر علم فرش در ايران کرده ولي هنوز متاسفانه نتوانسته ايم بهره کافي را از ايشان ببريم. اميد است که روزي قدر ايشان را بيشتر دانسته و بتوانيم از درياي علم ايشان در داخل کشور بهره ببريم.
سيد جلال الدين بصام
22/5/89
|
|
|
کلیه حقوق مادی و معنوی مطالب این پورتال متعلق به اتحادیه تولید کنندگان و بافندگان قالی تبریز می باشد و استفاده از آنها با ذکر منبع بلامانع است. EGT.ir©2009-2010,All Rights Reserved |
لطفا متنظر باشید  |